چه کسی صاحب واقعی این فرزند است؟ کدامیک از شما مادر واقعی هستید؟

آخرین جمله مطلب قبل را که خطاب به آقای موسوی نوشتم بلافاصله سوالی به ذهنم آمد و آن اینکه چرا؟ راستی چرا از آقای موسوی می خواهم حتی اگر او محق است از حق خودش دست بردارد؟ در جستجوی پاسخی به این سوال بودم و از خودم می پرسیدم اگر من به جای آقای موسوی بودم و فکر می کردم من برنده واقعی هستم حاضر بودم از حق خودم صرف نظر کنم یا به قول آقای موسوی از حق ملت صرف نظر کنم؟

یادم آمد آن قضاوت معروف امیر مومنان. اینکه دو زن مدعی یک بچه بودند. هر دو می گفتند که مادر واقعی این بچه هستند و خواستار حضانتش بودند. امام امیر مومنان ابتدا روی کرد به یکی ازآنها و فرمود شما دست بردارید و بگذارید آن زن دیگر بچه را نگه دارد. اولی راضی نشد و پیشنهاد را به دومی داد و راضی نشدو گفت جرا من که مادر واقعی هستم دست بردارم. امام فرمود حال که هیچ کدام حاضر نیستید دست از ادعای خود بردارید من قضاوتی خواهم کرد که عیسی ابن مریم قبل از من این قضاوت را کرده است.

فرمود قنبر شمشیر را بیاور. و آنگاه روی به هر دو زن کرد که حال که هیچ کدام از شما حاضر نیستید از ادعای خود دست بردارید من  مجبورم این بچه را به دو نصف کنم و به هر کدام از شما نیمه از او را بدهم. مادر واقعی بلا فاصله دلش لرزید و زود گفت نه بچه را نمی خواهم. به او بدهید.

حال آقای موسوی آیا شما مادر واقعی این بچه هستید؟ کشور دارد به دو نصف تقسیم می شود. باور کنید این نصفه به درد هیچ کدامتان نمی خورد؟ مملکت دارد به صورت جدی به خطر می افتد؟ مادر واقعی با بچه اش اینگونه نمی کند؟

آقای موسوی از سکوت بیست ساله خودتان گفته اید و اینکه دیگر حاضر نیستید سکوت کنید و کار خود را با سکوت امام علی مقایسه کرده اید؟ امام علی بعد از آن سکوت بیست و پنج ساله به تقسیم امت و ایجاد تفرقه خلافت را بدست آورد یا مردم ریختند و مجبورش کردند که خلافت را بپذیرد؟ و آنچه که اتفاق افتاد اجماع امت بود بر خلافت امیر نه تفرقه و از هم پاشیدن امت.

کسی که مدعی مادر واقعی بودن انقلاب اسلامی است حاضر به تقسیم بچه اش نمی شود.

  
نویسنده : زاویه سادات ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ،۱۳۸۸
تگ ها :

بازگشت به عقلانیت

مدتها این زاویه را سرنزده ام. البته کاش به خود زاویه سادات هم این قدر می توانستم راحت سر بزنم. همین جوری طبق معمول سری زدم به وبلاگ سید هادی خلخالی و یک شعر البته نه جندان جدید از استاد سید یسعوب خلخالی خواندم و از لینک ایشان به اینجا سرزدم. بی مقدمه نگاهی به اوضاع سیاسی کشور.

سلام. نمی دانم چرا عقلانیت یک باره ازکشور ما رخت بر بست! وقتی آقای خاتمی سرکار آمد همه حرفها بر محور عقلانیت بود. دوستی می گفتی اگر مردی این آدم را( آقای خاتمی را) عصبانی کن. همه حرفها از تبدیل منتقدان به دوستان و  دشمنان به منتقدان بود. حال چه شده است تمام حرفها از خشونت است. چرا این افراد درگیر به فکر این کشور نیستند؟ چرا نفس انسانها محور همه چیز شده است. مگر قدرت ومقام چقدر ماندگار است؟ مگر کشور هیچ اهمیتی برای اینها ندارد؟ مگر سرنوشت جوانها که روزی آدم فکر می کرد به بلوغ فوق العادی ای رسیده اند برای این سیاستمداران هیچ اهمیتی ندارد؟ 

خطابم به آقای موسوی است و آقای کروبی! چه انتظاری ! آقای موسوی را به زاویه سادات چه کار که بیاید و اینجا یک نصیحت بخواند. اما من حرفم را می زنم.

نمی دانم واقعا چه کسی در این انتخابات رای بیشتر آورد. اما این را به خوبی می دانم که ادعاهای سبزها در اثبات اینکه تقلبی جدی در انتخابات شده است به طوری که نتیجه انتخابات را عوض کند محکمه پسند نیست یعنی تا کنون هیچ دلیل محمکی ارائه نکرده اند از اول هم نکردند.

از طرف دیگر احمدی نژاد هم انصافا شفاف عمل نکرده. انتخاباتی که می شد تبدیل به شود به عظمت برای ایران اینگونه بر علیه کشور بکار گرفته شد. کاش این آدمها کمی کلاس سیاست دیده بودند و می دانستند چکونه سیاست مداری کنند. دلم تنگ است برای ذره ای عقلانیت و هر روز کار را خراب تر می کنند. بابا این ملت و این ممکت مهمه تر از همه چیز است. چکونه باید گفت این حرف را که کسی بشنود. 

آقای موسوی عقلانیت خوب چیزی است. تمام کنید داستان را حتی اگر حق با شماست؟ حتی اگر شما برنده واقعی انتخابات هست؟  

  
نویسنده : زاویه سادات ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ،۱۳۸۸
تگ ها :

زاویه علم

سلام.

شاید ادعای گزافی نباشد اگر بگویم که اولین کسی بودم که وبلاگ درست کردم و بعنوان یک پدبده بسیار مهم به تولد دنیای وبلاگ نگاه کردم. اثبات این مدعا را به بعد موکول می کنم. به هر حال امروز این سایت هم به مجموعه دنیای وبلاگ پیوست تا از زاویه سادات بگویم. می دانم که بزودی فرصتی برای نوشتن در این جا پیدا نخواهد شد. اما دوستانی که با این وبلاگ آشنا شوند می توانند نوشته های خود را برایم ارسال کنند تا در اینجا درج شود.

اما اولین مطلب را می خواهم راجع به اسم این وبلاگ بگویم.

تا کلاس پنجم ابتدایی در هم روستای زاویه سادات درس خوانده بودم. آنروزها در روستا مدرسه راهنمایی وجود نداشت و کسانی که پنجم ابتدایی را تمام می کردندبرای ادامه تحصیل به شهر هرو آباد که امروزه به همان نام خلخال معروف است می رفتند. ورود به فضای شهری برای ما که در روستا و دور از پیچیده گیهای شهری بزرگ شده بودیم خود فارغ از هیجان و بعضا دلهره نبود. هر روز مسیری حدود ۵ کیلومتر راپیاده به شهر می رفتیم و عصر به خانه برمی گشتیم.

اولین روز مدرسه راهنمایی بود که زنگ دوم مرد با ابهتی وارد کلاس شد و خود را آقای مدنی معلم ریاضی مان معرفی کرد و خط و نشانهایی که معمولا بیشتر معلمها روزهای اول مدرسه می کشیدند که اگر درس نخوانید چنین و چنان خواهم کرد. از ردیف اول شروع به پرسیدن اسمها کردو به من که رسید اسمم را پرسید و اینکه از کجا هستم گفتم زاویه. با همان ذهنیت معلم ریاضی پرسید کدام زاویه؟ زاویه حاده منفرجه یا قائمه؟

بالبداهه چیزی به ذهنم رسید و گفتم " زاویه علم" محکم دستش را به روی میز کوبید گفت" با آل علی هر که در افتاد بر افتاد بابا این سیدا که در جواب نمی مانند". ولی خوب پسر عموی خودمانه دیگه. و بعد شروع کرد به تفصیل از تاریخ زاویه سادات که اینجا واقعا زاویه علم است و علمای چنین و چنان داشته سخن گفت. از آنروز هیچ وقت این جواب را فراموش نمی کرد و حتی سالها بعد از اینکه از خلخال به تهران رفته بودم وقتی به خلخال بر می گشتم اگر برخوردی می کردیم یاد آوری آن روز اول مدرسه را می کرد و به کسانی که دو بر بودند می گفت ایشان در روز اول مدرسه به من اینگونه جواب داد.

آنروز فکری در ذهنم متولد شد که سنگینی آن همچنان بر دوشم هست. زاویه علم باید احیا شود. روزی در زاویه دانشگاهی تاسیس خواهیم کرد که فارغ التحصلان هارواد اگر بتوانند پذیرش بگیرند به آن افتخار کنند. هل من ناصر ینصرنی؟

  
نویسنده : زاویه سادات ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸
تگ ها :

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com   
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸
تگ ها :